سيره و سلوك و رفتار فردي و اجتماعي امام رضا(ع) نشان ميدهد كه امامت بر چنين قامتي برازنده بود. برخي از ويژگيهاي اخلاقي آن امام همام را بخوانيد.
هنگام كرم، روي از كرم گير بپوشان
كلینى در كافى به سند خود از الیسع بن حمزه نقل كرده است كه گفت: در مجلس ابوالحسن رضا علیه السلام بودم. مردم بسیارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مىكردند كه ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام علیك یابن رسول الله. من یكى از دوستداران تو و پدران و نیاكان تو هستم، من از حج باز مىگردم و خرجى خود را گم كردهام و با آنچه همراه من است نمىتوانم به یك منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى كه مرا به دیارم روانه كنى كه براى خدا بر من نعمتى دادهاى و اگر به شهرم رسیدم آنچه از تو گرفتهام به صدقه مىدهم.

امام به او فرمود: بنشین خدا تو را رحمت كند. آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراكنده شدند و تنها سلیمان جعفرى و خیثمه و من مانده بودیم. پس امام فرمود: اجازه مىدهید داخل شوم سلیمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ كرد و سپس بازگشت و در را باز كرد و دستش را از بالاى در بیرون آورد و پرسید: آن خراسانى كجاست؟ پاسخ داد: من اینجایم. فرمود: این دویست دینار را برگیر و در مخارجت از آن استفاده كن و بدان تبرك جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اكنون برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا. مرد بیرون رفت.
سلیمان به آن حضرت عرض كرد: فدایت شوم بخشش بزرگى كردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟ فرمود: از ترس آن كه مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببینم. مگر این سخن رسول خدا را نشنیدى كه مىگوید: آن كه به نهان نكویى آورد با هفتاد حج برابرى مىكند و آن كه پلیدى و زشتى را اشاعه مىدهد، مخذول و خوار است و كسى كه در نهان گناه كند، آمرزیده است. آیا سخن اول را نشنیدهاى كه مىگوید:متى آته لا طلب حاجة رجعت الى اهلى و وجهى بمائه (1) ؛ هرگاه بیایم نزد او تا حاجتى طلب كنم به سوى خانوادهام بازمىگردم در حالى كه صد دینار دارم.
به قدر مردانگيات ببخش
در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابوالحسن رضا علیه السلام برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگىات بر من ببخش. امام گفت: به این مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: این قدر دارم. سپس فرمود که دویست دینار به وی بدهند.
پروردگار يكي و مادر و پدر هم يكي
از قول ابراهیم بن عباس نقل شده كه گفت: چون امام رضا علیهالسلام تنها بود و براى او غذا مىآوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفرهاش مىنشاند و با آنها غذا مىخورد. همچنین از یاسر خادم نقل شده است كه گفت: چون آن حضرت تنها مىشد همه خادمان خود را جمع مىكرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مىگفت. او به آنان انس مىگرفت و آنان نیز با حضرت انس میگرفتند.
كلینى در كافى به سند خود از مردى بلخى روایت مىكند كه گفت: با امام رضا علیه السلام در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سیه چرده خود را نیز بر سفره خود نشاند یكى از یارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اینان را جدا مىكردى. فرمود: پروردگار تبارك و تعالى یكى است و مادر و پدر هم یكى. و پاداشها بسته به اعمال و كردارهاست.
حكايت مردي كه امام را نميشناخت
ابن شهرآشوب در مناقب خود گويد:امام رضا(ع) وارد حمام شد. مردي كهآن حضرت را نميشناخت به او گفت: بدن مرا ماساژ ده.امام شروع به اين كار كرد. هنگامي كه مردم آن مرد را متوجه كردند و حضرت را شناخت، با پريشاني شروع به عذرخواهي و پوزش كرد،اما امام همچنان به كار خود مشغول بود و او را دلداري داد.
قسط و عدل ربطي به پوشيدن لباس فاخر و زيبا ندارد
در نثرالدّرر آمده است كه گروهي از صوفيان،در خراسان بر امامرضا(ع) وارد شدند وبه آن حضرت عرض كردند كه اميرالمومنين درباره امري كه خداوند بر عهدهي او گذاشته،انديشه كرد و دريافت كه شما اهل بيت، از همهي مردم به امامت و پيشوايي امت سزاوارتريد،سپس به اهل بيت نظر انداخت،دانست كه تو از همه آنها شايستهتري. از اين رو بر آن شد امر خلافت را به شما بازگرداند. اكنون امت به پيشوا و رهبري نيازمند است كه جامهاش خشن و طعامش ساده باشد و بر الاغ سوار شود و از بيمار عيادت كند.
امام(ع) فرمود: يوسف(ع) منصب پيامبري داشت، قباي ابريشمي با تكمههاي زر ميپوشيد و در مجلس فرعونيان بر پشتيهاي آنان تكيه ميزد،واي بر شما!جز اين است كه از امام قسط و عدل خواسته ميشود؟و اگر سخن گويد، راست گويد، و اگر حكم كند، بر قاعده عدل وداد باشد. و اگر وعده كند،انجام دهد. همانا خداوند لباس يا طعامي را حرام نفرموده است.
توصيه به گذشت و بخشش
مردي بر مامون وارد شد.مامون خواست گردن او را بزند. امام رضا(ع) حضور داشت.مامون گفت:اي ابوالحسن چه ميفرمايي؟امام فرمود: من ميگويم اگر نكويي كني و از او درگذري،خداوند بر عزت تو ميآفزايد و مامون او را بخشيد.
تعيين مزد قبل از به كار گيري
سليمان ابن جعفر جعفري گفته است: براي كاري كه داشتم خدمت امام رضا(ع) بودم.خواستم به خانهام بازگردم، امام فرمود:با من بيا امشب نزد من بمان... با آن حضرت روانه شدم تا وارد خانه شد. هنگام غروب آفتاب بود و غلامان در طويله به كار گل و بستن ميخ آخور براي ستوران و غير آن مشغول بودند و با آنان مرد سياهي كار ميكرد كه از جمله غلامان حضرت نبود. امام فرمود:اين مرد كه با شماست كيست؟ گفتند: به ما كمك ميكند و مزدش را ميدهيم.
امام فرمود:من بارها شما را نهي كردهام از اين كه كسي را پيش ازآنكه اجرتش را معين كنيد،به كار نگيريد. و سپس رو به من كرد و فرمود:بدان!هر كارگري بدون اين كه قبلا مزد او را تعيين كرده باشي، اگر سه برابر آنچه مزدش است به او بپردازي، باز گمان مي كند كه از اجرت او كاستهاي و اگر پيش از انجام دادن كار، مزدش را معين و پس ازآن پرداخت كني، تو را به سبب وفاي به عهد ميستايد، و اگر اندكي زيادتر از مزدش به او بدهي،آن را بخششي از تو ميداند.
منبع: كتاب امام عليابن موسيالرضا(ع) نوشته مرضيه محمد زاده