علی ( ع ) مظلوم همیشه ی تاریخ

 

در این چند شب که همه ی هستی در سوگ مولامون عزادار و غمگینند از همه ی تریبون ها روضه و سوگنامه ی امام علی ( ع) گفته شد و چقدر هم خوب و به جا بود .

چون اگه ده ها برابر هم گفته بشه باز هم در برابر این بزرگ مرد مظلوم کمه .

ولی اون چه که باعث می شه باز هم مظلومیت علی ادامه پیدا کنه اینه که بچه هامون و بعضی از بزرگامون فکر کنند که تنها دشمن علی ابن ملجم ملعون بود و بس و ما فقط به روضه خوانی که البته لازمه بپردازیم و به خودمون زحمت ندیم چند خطی در مورد شخصیت و زندگی و اهداف علی و جنگ و صلح او و مهر و غضب او و ......... مطالعه کنیم و قطره ای از این اقیانوس بی کران را در کام تشنه ی مخاطب هامون بریزیم .

باید بچه های ما بدونند ابن ملجم از کجا پیدا شد ؟

قطام کی بود و در شهادت مولامون چه نقشی داشت؟

کینه ی ابوسفیان و معاویه از مولامون به خاطر چی بود ؟

و هزار سوال دیگه .

و مهم تر این که اگه مولامون در این دوران بود ما با اون بودیم یا بر علیه او یا عده ای بی تفاوت و .......؟

نظر شما چیه ؟

التماس  دعا......................

والا پیامدار

بوی عیدی.......

 

 

بوي عيدي، بوي توپ، بوي كاغذ رنگي
بوي تند ماهي دودي وسط سفره نو
بوي ياس جانماز ترمه مادربزرگ

با اينا زمستونو سر مي كنم...
با اينا خستگيمو در مي كنم ...

 شادي شكستن قلك پول
وحشت كم شدن سكه عيدي از شمردن زياد
بوي اسكناس تا نخورده لاي كتاب
فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه
شوق يك خيز بلند از روي بته هاي نور
برق كفش جفت شده تو گنجه ها

با اينا زمستونو سر مي كنم...
با اينا خستگيمو در مي كنم ...

عشق يك ستاره ساختن با دولك
ترس ناتموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه
بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب.
بوي باغچه، بوي حوض، عطر خوب نذري
شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن
توي جوي لاجوردي هوس يه آب تني

با اينا زمستونو سر مي كنم...
با اينا خستگيمو در مي كنم ...

آغاز امامت حضرت مهدی (عج)

 

تولد حضرت مهدی (عج)

حکیمه خاتون علیهاالسلام ، عمه امام حسن عسکری علیه السلام نقل می کند: وقتی هنگام تولد مهدی(عج) رسید، امام زمان(عج) را دیدم رو به قبله به سجده افتاد. سپس دستش را بلند کرد و گفت: «به یکتایی خدا گواهی می دهم و اینکه جدّم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، و پدرم امیرمؤمنان علیه السلام ، وصی رسول خداست». سپس یک یک امامان را شمرد تا به خود رسید. امام زمان(عج) از هنگام تولد تا زمانی که پدرش به شهادت رسید، مخفی بود و فقط تعداد خاصی از یاران، او را می دیدند و مسائل خود را از ایشان می پرسیدند. حضرت هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت. چنان که در روایات آمده، محل زندگی امام زمان(عج) در دوران کودکی همچون محل زندگی حضرت موسی علیه السلام مخفی بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ باشد.

معرفی امام به شیعیان

از آنجا که ولادت امام دوازدهم(عج) به صورت پنهانی انجام گرفت، بیم آن بود که شیعیان در شناخت آخرین حجت پروردگار به اشتباه و گمراهی گرفتار آیند. امام عسکری علیه السلام وظیفه داشت فرزند خود را به گروهی از بزرگان شیعه و افراد مورد اعتماد معرفی کند. آنان نیز خبر ولادت او را به دیگر پیروان اهل بیت علیهم السلام می رساندند تا ضمن معرفی آن بزرگوار، تهدیدی متوجه آخرین سفیر حق نگردد. محمد بن عثمان و چند تن دیگر از بزرگان شیعه نقل می کنند: چهل نفر از شیعیان نزد امام یازدهم گرد آمدیم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «پس از من، این امام شما و جانشین من است. از او فرمان برید و بعد از من در دین خود پراکنده نشوید که هلاک خواهید شد و از امروز به بعد او را دیگر نخواهید دید».

نشانه ای برای امامت

احمد بن اسحاق، از بزرگان شیعه و یاران امام یازدهم علیه السلام می گوید: خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و می خواستم در مورد امام بعد از او سؤال کنم، ولی پیش از آنکه سخنی بگویم فرمود: «ای احمد! همانا خدای متعالی از آن زمان که آدم علیه السلام را آفرید، زمین را از حجت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد! به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمین برداشته می شود و به [برکت وجود او] باران باریده و بهره های زمینی بیرون می آید».

بقیة اللّه

احمد بن اسحاق می گوید: روزی نزد حضرت عسکری رفتم و پرسیدم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ پس آن حضرت به درون خانه رفت و بازگشت در حالی که پسری سه ساله که صورتش همچون ماه تمام می درخشید بر دوش خویش داشت و فرمود: «ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعالی و حجت های او گرامی نبودی، پسرم را به تو نشان نمی دادم. همانا او هم نام و هم کنیه رسول خدا و کسی است که زمین را از عدل و داد پر می کند». گفتم: سرور من! آیا نشانه ای است که قلبم به آن آرام گردد؟ در این هنگام، کودک لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت: «من بقیة اللّه در زمین هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. ای احمد بن اسحاق! پس از اینکه با چشم خود می بینی در پی نشانه مباش».

همچون ستارگان

امام صادق علیه السلام فرمود: «امامان درهای الهی هستند و مردم به وسیله آنان وارد دین می شوند و اگر آنان نباشند دین شناخته نمی شود». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز می فرماید: «همچنان که اگر ستارگان نباشند، آسمان نابود می شود، اگر اهل بیت من هم روی زمین نباشند، اهل زمین هلاک می گردند».

نبوت و امامت باید در میان انسان ها وجود داشته باشد؛ زیرا انسانی که از جسم و روح تشکیل شده، روح مجردش که همواره در پی حقیقت است، در تشخیص راه دچار مشکل می شود و در این مورد، نیاز به راهنما و امام ضروری است.

امامت کودک

امامت، یعنی نایب شدن از پیامبر و پذیرش ریاست بر تمام اشیا و موجودات، با شروطی پدید می آید که نمی توان آنها را از راه رنج، ریاضت، عبادت و تحصیل در تمام عمر به دست آورد. پس تعیین امامت فقط با خداوند عزوجل است که هر که را خواست تربیت کند، حکمت بیاموزد و قابل ریاست و امامت کند؛ البته در نزد خداوند، انسان کوچک و بزرگ در این مسئله یکسان است. شاهد آن هم، حضرت عیسی علیه السلام است که در گهواره خلعت نبوت پوشید. نیز خداوند در کودکی به یحیی علیه السلام وحی فرستاد و در کودکی عقل او را محکم و کامل کرد. مثال دیگر اینکه خداوند متعالی در آیه تطهیر، حسنین علیهماالسلام را از پلیدی و نادانی به دور می داند و این کنایه از ثبوت منصب امامت در ایشان است. بنابراین، مانعی ندارد که امام زمان علیه السلام در کودکی به امامت رسیده باشد.

نهان زیستی، سنتی الهی

غیبت، یکی از سنت های الهی است که در زندگی پیامبرانی همچون ادریس، نوح، صالح، یوسف، موسی، سلیمان، دانیال و عیسی علیهم السلام دیده می شود و هر یک از آن سفیران الهی، به تناسب شرایط، سال هایی را در غیبت به سر برده اند. امام صادق علیه السلام دلیل غیبت امام عصر علیه السلام را خواست خداوند در جاری کردن سنت انبیاء می داند و این نشان می دهد که سخن از غیبت امام مهدی(عج)، سال ها پیش از به دنیا آمدن ایشان بوده است. امام صادق علیه السلام در جایی دیگر، وقتی از علت غیبت می پرسند می فرماید: «غیبت به سبب امری است که اجازه نداریم آن را برای شما بیان کنیم. غیبت سرّی است از اسرار الهی و چون می دانیم که خداوند بزرگ حکیم است، آن را می پذیریم؛ اگر چه علت آن برایمان معلوم نباشد».

غیبت امام عصر

فشار و شرایط سخت زمان، سبب شد که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 هجری قمری، حضرت مهدی(عج) غایب گردد؛ به طوری که حتی شیعیان خاص نیز جز در موارد نادر از دیدار ایشان محروم گشتند. البته در این زمان نیز رابطه امام و امت به کلی قطع نشد، بلکه مردم به وسیله نایبان خاص ایشان، که همگی از بزرگان شیعه و برگزیدگان امام عصر علیه السلام بودند، با مولای خویش ارتباط داشتند. نتیجه آن شد که در همین دوره، شیعیان به رفت و آمد و ارتباط گسترده تر با عالمان دینی خو گرفتند و دانستند که در شرایط غیبت امام نیز راه شناخت وظایفی دینی به روی آنها بسته نیست. عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان عمری، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، چهار نماینده ای بودند که از سوی امام عسکری علیه السلام و امام مهدی(عج) انتخاب و به مردم معرفی شدند.

ماجرای سرداب

معتضد عباسی سپاهی را از بغداد به سامرا برای دستگیری حضرت مهدی(عج) فرستاد. یکی از مأموران به نام رشیق می گوید: وقتی سپاه معتضد وارد سامرا شد، به طرف سرداب ـ زیرزمینی که مدتی محل زندگی سه امام بزرگوار بود ـ هجوم آوردند. آنها پشت درِ سرداب، صدای تلاوت قرآن را از حضرت مهدی(عج) شنیدند. لشکر پشت در اجتماع کردند و فرمانده شان پیشاپیش آنها ایستاده بود. ناگاه حضرت مهدی(عج) از راهی که به در سرداب می انجامید آمد و از پیش روی لشکر عبور کرد و از نظرها غایب شد. در این هنگام، فرمانده خطاب به سپاه گفت: وارد سرداب شوید و مهدی را دستگیر کنید! سپاهیان گفتند: مگر ندیدی که او از روبه روی تو عبور کرد. ما گمان کردیم تو او را دیده ای و چون فرمانی ندادی، ما نیز حرکتی از خود نشان ندادیم. بدین ترتیب، امام عصر علیه السلام با قدرت اعجاز از گزند سپاه معتضد نجات یافت و غایب گردید.

لزوم اعتقاد در عصر غیبت

امام جواد علیه السلام می فرماید: «حضرت مهدی علیه السلام بعد از اینکه یادش از خاطره ها محو شد و بیشتر معتقدان به امامتش، از اعتقاد خود برگشتند قیام می کند». شیعیان آن حضرت باید در عصر غیبت، اعتقاد به وجود مبارک آن حضرت، تقوا و دین داری را سرلوحه اعمال خود قرار دهند؛ چرا که امام صادق علیه السلام می فرماید: «صاحب الامر غیبتی خواهد داشت که هر کس در آن دوره بخواهد دین دار بماند، باید سختی هایی را به جان بخرد و دو دستی به دین خود بچسبد».

بریدن از دنیا، پیوستن به دوست

امام رضا علیه السلام می فرماید: «بردباری و چشم به راه گشایش بودن چه زیباست». انتظار کشیدن که از وظایف یاوران امام زمان علیه السلام است، عملی قلبی و درونی است که آثار و برکت های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر، همواره بریده از این عالم طبیعت و دنیا به نظر می رسد؛ یعنی گویا در دنیا به صورت نیم خیز نشسته است تا همین که ندای آسمانی به گوشش رسید، از سر سفره جهان برخیزد و خود را به آقایش برساند. انسان منتظر نشانه هایی دارد: پرهیز از گناه، انجام واجبات، داشتن اخلاق الهی و دعوت همیشگی به دین خدا.

انتظار فرج از دیدگاه رهبری

مقام معظم رهبری درباره انتظار فرج و شرایط منتظران می فرماید: «منتظران صاحب الزمان، به منور شدن چشم انداز زندگی بشر و پایان دوران ظلم و تجاوز امید دارند و جنایات ستم و تزویر سردمداران استکبار جهانی، نمی تواند چشمه امید را در دل های آنان خاموش کند. منتظران حجت تردیدی ندارند که روزگار ظلم و طغیان و تجاوز سرانجام به پایان خواهد رسید و قدرت قاهره حق، همه قله های فساد و تعدی را از بین خواهد برد. ما اعتقاد داریم که با ظهور مهدی موعود علیه السلام ، اندیشه و عقول بشری از همیشه خلاق تر خواهد بود و صلح و امنیت کامل در مقیاس جهانی آن به وجود خواهد آمد و ما برای چنین دورانی باید تلاش کنیم تا جهان روز به روز به این عصر آرمانی نزدیک تر شود».

غربت امام عصر

غربت و مظلومیت، رشته ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه سار تک درخت وادی جحفه بودند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد». نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید: «هیچ مرده ای باقی نمی ماند، مگر اینکه شادی ظهور مهدی علیه السلام در قبرش به او می رسد و آنها در قبرهایشان با هم دیدار می کنند و یکدیگر را به قیام قائم علیه السلام بشارت می دهند».

نخل امید

پس کی از روز وصال تو خبر می آید؟ کی شب هجر تو ای دوست به سر می آید؟
هر مسافر به دیار و وطنش باز آمد کی نگار من غمگین ز سفر می آید؟
آنی از ساحت دل یاد تو بیرون نرود دائما صورت ماهت به نظر می آید
نغمه مرغ سحر می دهد از صبح خبر کی پسِ شام فراق تو سحر می آید؟
سدّ لطف تو حفاظت کند از ما ای دوست هر زمان جانب ما سیل خطر می آید
پس کی ای دوست پس از این همه خوناب جگر نخل امید من آخر به ثمر می آید؟
ذوالفقار علوی چون که بگیرد در دست پی آزادی انواع بشر می آید
«ملتجی» منتقم آل محمد، مهدی پی نابودی هر فتنه و شر می آید

هشتمین ستاره

 
سيره و سلوك و رفتار فردي و اجتماعي امام رضا‌(ع) نشان مي‌دهد كه امامت بر چنين قامتي برازنده بود. برخي از ويژگي‌هاي‌ اخلاقي آن امام همام را بخوانيد.

هنگام كرم، روي از كرم گير بپوشان

كلینى در كافى به سند خود از الیسع بن حمزه نقل كرده است كه گفت: در مجلس ابوالحسن رضا علیه السلام بودم. مردم بسیارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مى‏كردند كه ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام علیك یابن رسول الله. من یكى از دوستداران تو و پدران و نیاكان تو هستم، من از حج‏ باز مى‏گردم و خرجى خود را گم كرده‏ام و با آنچه همراه من است نمى‏توانم به یك منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى كه مرا به دیارم روانه كنى كه براى خدا بر من نعمتى داده‏اى و اگر به شهرم رسیدم آنچه از تو گرفته‏ام به صدقه مى‏دهم.

امام به او فرمود: بنشین خدا تو را رحمت كند. آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراكنده شدند و تنها سلیمان جعفرى و خیثمه و من مانده بودیم. پس امام فرمود: اجازه مى‏دهید داخل شوم سلیمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ كرد و سپس بازگشت و در را باز كرد و دستش را از بالاى در بیرون آورد و پرسید: آن خراسانى كجاست؟ پاسخ داد: من اینجایم. فرمود: این دویست دینار را برگیر و در مخارجت از آن استفاده كن و بدان تبرك جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اكنون برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا. مرد بیرون رفت.

 سلیمان به آن حضرت عرض كرد: فدایت ‏شوم بخشش بزرگى كردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟ فرمود: از ترس آن كه مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببینم. مگر این سخن رسول خدا را نشنیدى كه مى‏گوید: آن كه به نهان نكویى آورد با هفتاد حج ‏برابرى مى‏كند و آن كه پلیدى و زشتى را اشاعه مى‏دهد، مخذول و خوار است و كسى كه در نهان گناه كند، آمرزیده است. آیا سخن اول را نشنیده‏اى كه مى‏گوید:متى آته لا طلب حاجة رجعت الى اهلى و وجهى بمائه (1) ؛ هرگاه بیایم نزد او تا حاجتى طلب كنم به سوى خانواده‏ام بازمى‏گردم در حالى كه صد دینار دارم.

به قدر مردانگي‌ات ببخش

در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابوالحسن رضا علیه السلام برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگى‏ات بر من ببخش. امام گفت: به این مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: این قدر دارم. سپس فرمود که دویست دینار به وی بدهند.

پروردگار يكي و مادر و پدر هم يكي

از قول ابراهیم بن عباس نقل شده كه گفت: چون امام رضا علیه‎السلام تنها بود و براى او غذا مى‏آوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفره‏اش مى‏نشاند و با آنها غذا مى‏خورد. همچنین از یاسر خادم نقل شده است كه گفت: چون آن حضرت تنها مى‏شد همه خادمان خود را جمع مى‏كرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مى‏گفت. او به آنان انس مى‏گرفت و آنان نیز با حضرت انس می‎گرفتند.

كلینى در كافى به سند خود از مردى بلخى روایت مى‏كند كه گفت: با امام رضا علیه السلام در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سیه چرده خود را نیز بر سفره خود نشاند یكى از یارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اینان را جدا مى‏كردى. فرمود: پروردگار تبارك و تعالى یكى است و مادر و پدر هم یكى. و پاداش‎ها بسته به اعمال و كردارهاست.

حكايت مردي كه امام را نمي‌شناخت

ابن شهر‌آشوب در مناقب خود گويد:امام رضا(ع) وارد حمام شد. مردي كه‌آن حضرت را نمي‌شناخت به او گفت: بدن مرا ماساژ ده.امام شروع به اين كار كرد. هنگامي كه مردم آن مرد را متوجه كردند و حضرت را شناخت، با پريشاني شروع به عذرخواهي و پوزش كرد،اما امام همچنان به كار خود مشغول بود و او را  دلداري داد.

قسط و عدل ربطي به پوشيدن لباس فاخر و زيبا ندارد

در نثر‌الدّرر آمده است كه گروهي از صوفيان،‌در خراسان بر امام‌رضا(ع) وارد شدند و‌به آن حضرت عرض كردند كه اميرالمومنين درباره‌ امري كه خداوند بر عهده‌ي او گذاشته،انديشه كرد و دريافت كه شما اهل بيت، از همه‌ي مردم به امامت و پيشوايي امت سزاوارتريد،سپس به اهل بيت نظر انداخت،‌دانست كه تو از همه آنها شايسته‌تري. از اين رو بر آن شد امر خلافت را به شما بازگرداند. اكنون امت به پيشوا و رهبري نيازمند است كه جامه‌اش خشن  و طعامش ساده باشد و بر الاغ سوار شود  و از بيمار عيادت كند.

امام(ع) فرمود: يوسف(ع) منصب پيامبري داشت، قباي ابريشمي با تكمه‌هاي زر مي‌پوشيد و در مجلس فرعونيان بر پشتي‌هاي آنان تكيه مي‌زد،‌واي بر شما!جز اين است كه از امام قسط و عدل خواسته مي‌شود؟و اگر سخن گويد، راست گويد، و اگر حكم كند، بر قاعده عدل وداد باشد. و اگر وعده كند،‌انجام دهد. همانا خداوند لباس يا طعامي را حرام نفرموده است.

توصيه به گذشت و بخشش

مردي بر مامون وارد شد.مامون خواست گردن او را بزند. امام رضا(ع) حضور داشت.مامون گفت:اي ابوالحسن چه مي‌فرمايي؟امام فرمود: من مي‌گويم اگر نكويي كني و از او درگذري،‌خداوند بر عزت تو مي‌آفزايد و مامون او را بخشيد.

تعيين مزد قبل از به كار گيري

سليمان ابن جعفر جعفري گفته است: براي كاري كه داشتم خدمت امام رضا(ع) بودم.خواستم به خانه‌ام بازگردم، امام فرمود:با من بيا امشب نزد من بمان... با آن حضرت روانه شدم تا وارد خانه شد. هنگام غروب آفتاب بود و غلامان در طويله به كار گل و بستن ميخ آخور براي ستوران و غير‌ آن مشغول بودند و با آنان مرد سياهي كار مي‌كرد كه از جمله غلامان حضرت نبود. امام فرمود:اين مرد كه با شماست كيست؟ گفتند: به ما كمك مي‌كند و مزدش را مي‌دهيم.

 امام فرمود:من بارها شما را نهي كرده‌ام از اين كه كسي را پيش از‌آنكه اجرتش را معين كنيد،‌به كار نگيريد. و سپس رو به من كرد و فرمود:بدان!هر كارگري بدون اين كه قبلا مزد او را تعيين كرده باشي، اگر سه برابر آنچه مزدش است به او بپردازي، باز گمان مي كند كه از اجرت او كاسته‌اي و اگر پيش از انجام دادن كار، مزدش را معين و پس از‌آن پرداخت كني، تو را به سبب وفاي به عهد مي‌ستايد، و اگر اندكي زيادتر از مزدش به او بدهي،آن را بخششي از تو مي‌داند.

منبع: كتاب امام علي‌ابن موسي‌الرضا(ع) نوشته مرضيه محمد زاده

مرگ آفتاب

وَ قَدرٌ بِالطوُسٌ يا اِله ها
مِن مُصيبَتٌ اَللَهتُ عَنَ اَلاَحشاءِ بِالصَّفَراتٍ
عَلي اَلحَشرِ حَتّي يَبعَثُ اللهُ القائِمً
يٌفَرِجُ عَنَّ الغَمه و بِالکُرُباتٍ
عاشق عشق به هواي تو شد
کشته رضا به رضاي تو شد
حنجره ها خون آلود است
قصه همين است تا بوده است
زهري چالاک در اقيانوس
ماه را کشتند در يک کابوس
نيلوفر در خواب مرداب
شمع کشته شود در مرگ آفتاب
تيغ هراسي بر رگ عشق
رود مصيبت در رگ عشق
برج کبوتر خالي نيست
منظره جز ويراني نيست
خانه خراب است شيون بوف
شب زده ها و فصل خسوف
مزرعه هاشان تشنه ي رود
ظلم وستم با ابر کبود
بيداري بيداري سنگين است
زخم عشق با يادش شيرين است
در مسلخ مي کوشم عرياني
تيغش از خون دل رنگين است
عاشق عشق به هواي تو شد
کشته رضا به رضاي تو شد
حنجره ها خون آلود است
قصه همين است تا بوده است

آخرین سخنان مظلوم ترین مرد تاریخ

 

وصيت امام حسن (ع) به برادرش امام حسين(ع)

" اين است آنچه وصيت مي کند بدان حسن بن علي به برادرش حسين بن علي: وصيت مي کند که گواهي دهد معبودي جز خداي يکتا نيست که شريک ندارد، او پرستش مي کند او را بدان جهت که شايسته پرستش است، شريکي در سلطنت ندارد و سرپرستي از خواري براي او نيست، و براستي که هر چيزي را او آفريده و بخوبي و به طور کامل اندازه گيري آن را مقدر فرموده، و شايسته ترين معبود، و سزاوارترين کسي است که او را ستايش کنند، هر که فرمانبرداري او کند راه رشد را يافته، و هر کس که نافرمانيش کند به گمراهي و سرگشتگي افتاده و هر کس به سوي او بازگردد راهنمايي گشته است.

من تو را سفارش مي کنم اي حسين به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذري، و از نيکوکارشان بپذيري، و براي آنها جانشيني و پدري مهربان باشي، و ديگر آنکه مرا کنار رسول خدا دفن کني که من به او و خانه او شايسته تر از ديگران هستم...

و اگر از اين کار مانع شدند و جلوگيري کردند، من تو را به حق قرابت و نزديکي که خدا براي تو قرار داده و قرابتي که با رسول خدا داري سوگندت مي دهم که اجازه ندهي در اين راه به خاطر من به اندازه خوني که از حجامت گرفته مي شود خون ريخته شود تا آنگاه که رسول خدا(ص) را ديدار کنيم و شکايت خود به نزد او بريم، و آنچه از اين مردم پس از وي بر سر ما رفته به او گزارش کنيم..."

اين را فرمود و از دنيا رفت، درود خدا بر او باد.

و در روايت شيخ مفيد(ره) اينگونه آمده که پس از جريان مسموم شدن خود فرمود:

" چون من از دنيا رفتم، چشم مرا بپوشان و مرا غسل ده و کفن نما، و مرا در تابوت و به سوي قبر جدم رسول خدا(ص) ببر تا ديداري با او تازه کنم، سپس به سوي قبر جده ام فاطمة بنت اسد رضي الله عنها ببر و در آنجا دفنم کن، و زود است بداني اي برادر که مردم گمان کنند شما مي خواهيد مرا کنار رسول خدا(ص) به خاک بسپاريد، پس در اين باره گرد آيند و از شما جلوگيري کنند، تو را به خدا سوگند دهم مبادا درباره من به اندازه شيشه حجامتي خون ريخته شود." 

  

السلام علیک یا رحمه للعالمین

سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.

ميلاد امام محمد باقر(عليه السلام) مبارک

تو را به پنج چیز سفارش مى کنم:

1ـ اگر مورد ستم واقع شدى ستم مکن،

2ـ اگر به تو خیانت کردند، خیانت مکن،

3ـ اگر تکذیبت کردند، خشمگین مشو،

4ـ اگر مدحت کنند، شاد مشو،

5ـ و اگر نکوهشت کنند بی تابى مکن.

امام محمد باقر(عليه السلام)
 
 نقل از وبلاگ یک دوست

شهادت مظلومانه ی امام محمد تقی ( ع ) را تسلیت می گوییم .

برگزاري جشن عبادت کلاس سوم

جشن عبادت دانش آموزان دختر کلاس سوم روز پنج شنبه دوازدهم آذر ماه برگزار خواهد شد.

کوچه‌های خراسان


 

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند موج‌های پريشان تو را می‌شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند
هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند
بوی توحيد مشروط بر بودن توست ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند
گرچه روی از همه خلق پوشيده داری آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند
اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد چون تمام غريبان تو را می‌شناسند
کاش من هم عبور تو را ديده بودم کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

از شاعر حرف های ناتمام زنده یاد قيصر امين‌پور